تولدی دیگر ....

 

 مانده ام مات و مبهوت !

میان فوت کردن ونکردن ...

دائم در ذهنم می گذرد , چه فرقی می کند ! 22 - 23 و یا حتی 24 !

24 شمع کوچک رنگارنگ روی یک کیک شکلاتی زیبا ...

دائم همه با هم یک صدا می گویند : مریم فوت کن , مریم فوت کن. بی آنکه بدانند که من 365 روز را به امید چنین روزی سپری کرده ام . پس این همه عجله ... !

 

بارها نوشته ام : تنهایی , صبر , انتظار , عادت و ....

اما امشب از پس هزاران خاطره های رنگ رنگ , تنها خاطره های آبی است که چشمانم را به لایی لایی لحظات شیرینش مست می کند!

 

همه در شور و شوق غرقند , بی آنکه بدانند در ذهن پیچیده ی من چه می گذرد !

کاش می دانستی چه می خواهم ... !

آنگاه که در حسرت دیدار دوباره ی یادگارهای زندگی , لحظات با تو بودن که همگی از نبود تو برایم آروز می شود !

این همه هدایای رنگارنگ کوچک و بزرگ روی میز... اما من تنها یک هدیه می خواهم!

" تنها من باشم و لحظات یادگاری تو ...!"

همه تبریک می گویند : یک سال بزرگتر شده ای!

شاید این نیز جزئ نادرترین بارهایی باشد که درست می گویند!

درست است , بزرگ تر شده ام , اما احساس می کنم بیش از یک سال !

سختی های زیادی را تحمل کرده ام , راه های زیادی را پیموده ام و حرفهای زیادی را تنها به دوش کشیده ام که همه ی اینها شاید به نظر به یکی دو سالی زمان نیاز داشت!

اما بدان که من همه ی اینها را فقط در طول یک سال تحمل کرده ام.

این همه فکر , این همه خیال , این همه آرزو ...

خوشبختانه باز هم بعد از 24 سال به یکی دیگر از آرزوهای دیرینه ام دست یافته ام و باز هم سپاسگزارم.

اکنون وارد ربع قرنی می شوم که شاید مسائل بزرگتر و مهمتری در انتظارم باشد . اما باکم نیست , زیرا که مطمئنم که او همچنان با من است و مرا رها نخواهد کرد.

 

حال صدای اطرافیانم مرا از این همه فکر می رهاند ....

مریم ,

اینجا ,

دوربین , عکس یادگاری , لبخند

1-2-3

16 مرداد 1387

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
بهار...

سلام مریم جان امیدوارم حالت خوب باشه می دونی این چند روز هم از خونه و هم از محل کار خیلی تلاش کردم که وبلاگتو باز کنم ولی موفق نشدم./.. راه های مختلفی رو امتحان کردم... از خونه که اصلا پرشین ها رو خیلی سخت باز می کنه خلاصه اینکه بالاخره امروز تونستم از سیستم سرچینگ گوگل با یه ترفند بازش کنم چون واقعا مشتاق خوندن نوشته هات بودم عزیزم تولدتو تبریک می گم ایشالا که امسال برات پر از خبر های خوب پر از موفقیت .. پر از آرامش باشه می دونم این مدت خیلی تلاش کردی تا به هدف هات برسی بهت خسته نباشی می گم و می گم واقعا قدر خودتو بدون موفقیت و بهترینها حق تویه .... و حتما به بالاترین ها می رسی چون لیاقتشو داری.... دلم واسه نوشته هات تنگ شده بود .. همیشه نوشته هات توش ارامش هست و به دل می شینه اینو بی اغراق گفتم بازم میام الان یه خورده عجله داشتم یه بار دیگه میام تا پست های قبلیم بخونم تا به زودی مواظب خودت باش .. دوستدارت ..بهار[گل]

بهار.....

سلام مریم جان ایشالا که خوب باشی اولا یه تشکر بلند بالا واسه اینکه اومدی وبلاگم نمی تونم توضیح بدم که کامنتات چه قدر خوشحالم کرد و اینکه حس کردم روحیه ات بهتر شده بیشتر خوشحالم کرد باور کن من خوشحالم به خوشحالی دوستام اینو از ته قلبم می گم [لبخند] راستی مبارکه تاپ کلاس می شیو شیرینی نمی دی ببین تا حالا چند تا شیرینی بدهکریا فکر کنم چوب خط هات بالا رفته هواست هست[نیشخند] مریم شاید یه خورده مدل نوشته هامون فرق کرده ولی قرار نیست همیشه یه جور بنویسیم مهم اینه که باز بنویسیم از دل مشغولیا و فکرمون عزیزم من همیشه نوشتههاتو دوست داشتم باور کن وقتی می گم ارامش توشه یقین بدون هست .... و من اونو تو بند بند و کلمه کلمه نوشتهات لمس می کنم و این از وجودت سرچشمه می گیره از روح مهربونت

بهار.....

مریم جان همون جور که گفتی گاهی دلتنگ می شیم ولی خواهشا نزار تو دلت بمونه .. نزار دلتنگی کنج دلت مهمون شه .. نزار بار دلت سنگین شه عزیزم ما هستیم به وجود هم ... ما هستیم که تو تنهایی لحظه هامونو قسمت کنیم ما تنها نباید به اسم دوست باشیم باید در عمل هم اینو بهم ثابت کنیم ازت می خوام منو شریک لحظه هات کنی هر موقع که دوست داشتی .. من خوشحال می شم حتما یه قرار می زاریم که همو ببینیم دلم کلی واست تنگ شده ... یه بار دیگه تولدتو تبریک می گم دوست دارم همیشه خوشحال باشی عزیزم برات بهترینها رو ارزو می کنم خدا پشت و پناهت تا به زودی [گل][گل]

س

مبارک باشه آخه منم روز عید به دنیا امدم و الان هم سن هستیم خوش باشی ای