ماندن ... !

قول ماندن ...

 

وقتی نبودی حتی بهار را هم از یاد بردم !

هیچ چیز ندیدم , جز نبودنت ! هیچ چیز نخواندم , جز خاطراتت !

گفته بودی از بودن به ماندن می رسیم , از این همه رفتن به شدن...

گفته بودی نه دیگر دستهایم سرد می شوند , نه نگاهم بارانی !

دیگر به یاد نمی آورم چه گفته بودی , تنها ...

گفته بودی باید بمانیم !

می خواهم چشمهایم را به روی تمام دنیا ببندم , آنوقت همه اش به تو بیاندیشم .

به بودنت , به آرامش آغوشت , به نگاه گرمت ...

به آن همه آمدن تو و نبودن من , آن همه ساختن تو و ویران کردن من ... !

کاش باز هم بتوانم ببینم و یا ساده بگویم احساس کنم که در کنارمی , مطمئنم که می مانی !

پس بمان تا از این به بعد من بسازم و تو فقط تماشا کنی , تا من دوست بدارم و تو فقط آرام باشی .

من باز هم مثل همیشه به تو قول آرامش می دهم و از همین امروز بار سفرم را بسته ام .

سفری به درون خود تا نشانت دهم که من هم می توانم ... !

پس به خاطر من بمان و تنها تماشاگرم باش .

همچنان می روم , بی آنکه صدایی برآورم تا مبادا دچار دلتنگی ات شوم ... !

هیچ اصراری نمی کنم , تنها بمان تا خودم را به تو ثابت کنم , بعد اگر دوست داشتی برو ...

حرفی ندارم , اصراری نیز هم ... !

اما بدان که من هستم , تا همیشه , حتی اگر تو ... !!!

                                                          تقدیم به یک دوست

                                                          بهار 1386

/ 25 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابک

آخرین خداحافظی را فراموش نخواهم کرد. تو با تردید از دوراهی گذشتی و مرا در جاده ی تاریک رها کردی. آخرین خداحافظی را فراموش نخواهم کرد و اخرین غروب با هم بودن را که آغاز شب یلدای بی تو بود!!! سلام.عالی بود.منم آپم.اگه تو این مدت خوبی...بدی... چیزی دیدین حلال کنین.شاید این آخرین آپم باشه.بای

eric

نمی دونستی از تاریکی می ترسم همیشه سیاه می پوشیدی / داشتم به تاریکی عادت می کردم سفید پوشیدی و رفتی .

سلام بعضی اوقات دلتنگی به انسان هجوم مياره و به فکر لحظات گذشته می افتيم.. چه حرف هايی که زده شد و چه جواب هايی که شنيده اميدوارم همانطور که خودت هوای پر از نور خورشيد رو دوست داشتی برات آفتابی آفتابی باشه و هيچ زمان نه ابری در آسمانت و نه در چشمانت پديدار شود يک دوست

مجيد

سلام دوست قديمی. نميدونم منو يادته يا نه .من از وبلاگ نيلوفرانه مزاحمتون شدم. اما دوست دارم اگه هنوز مينويسی تو وب جديدم ببينمت. فعلا بای

علی

کی دیگه اینجا رو چک میکنه؟ کی دیگه چک میکنه؟ چک میکنه...؟؟ و صدا می پیچید!

سميرا

سلام سلام صد تا سلام من اومدمااااااااا البته با یه آپ جدید چشم به راهت می مونم یه سر بزن

زانتين

هم چنان طولانی نوشتن حق شماست و خواندنش حق مسلم ما

حسين صادقی

سلام. مطالب وبلاگتون رو خوندم قشنگ می نويسيد. اميدوارم موفق باشيد من درباره اسرار و شگفتيهايی می نويسم که هيچ کجای جهان نمونه اش پيدا نميشه اگر بازديد کنيد ممنون ميشم http://www.iran_konarak.persianblog.ir

سميرا

سلام دوست عزیزم . خوبی ؟ ببخش از اینکه یه مدّت یه خورده طولانی نتونستم به وبلاگ قشنگت سر بزنم و همین طور وبلاگ خودم رو آپ کنم . امّا حالا پس از 7 ، 8 ماه با یه آپ اومدم . راستی آپم را با دقت بخونی ها . چون در آخر یک خواهش ازت دارم . ممنون می شم . منتظر قدم های گرمت توی کلبه ی سردم هستم.